سلام خوبه هميشه.بي مقدمه.نه دلم گرفته و نه چيزي ازت مي خوام.فقط مي خوام باهات حرف بزنم.پايه اي؟
باور كن.گاهي اوقات گفتني ها اون قدر سخته كه به جز تو نميشه گفت.وقتي از تو با تو ميگم ,دستاي مهربونت رو روي سرم احساس ميكنم.
((ميدونم دوستم داري,منم))
دچار و درگير كلمه هايي شدم كه گويي منو آروم آروم سوق ميده به
پيچاپيچ بي روحي.زنجير سنگين نكبت بار افكاري پوچ دستمو حتي از
برداشتن قلم عاجز كرده .مي دونم كه ميدوني كه چي ميگم.بي دوستي همه رو كلافه كرده.((ناراحت نشو تو هميشه هستي)).اما اين گاهي ماييم كه تورو دورتر از روياهاي دوران پاك كودكي مي بينيم.
سالهاست كه ميخوام ساده باشم چون تو.اگه غير از اين باشه تورو
نخواهم شناخت.ميدونم.
((قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين))
همه تورو در دور دست ها, آرزويي مي بينند كه نهايتش يا مرحمت
هاي درهاي بهشته يا در تقاصي چون جهنم.
اما من تورو درهمين نزديكي ها,زير آلاچيق چوبي حياطمون
ديدم.ديدم كه چجوري لبخندت در فضا جاري بود.حتي گل هاي مريم و
ميخك من,شاهد هستند.پس با اين همه كودكانه است تمنا از تو ,
براي چيزي خواستن.
اما من تورو براي خودم ميخوام كه باشي.
((اخه جز تو نميشناسم انقدر مهربون))
راستي يه دروغ گفتم:
((من دلم گرفته,ناراحت نشو.يه دروغ كوچولو بود.آشتي.باشه؟؟ ولي
باور كن كه چيزي جز خودت نميخوام))
ميدونم كه قيچي تيز تجربه هاست كه درختچه ي نگامو زيبا
ميكنه.ميدونم بايد صبور بود.تا تمثالي بشم.تا همه از ديدنم به وجد
بياند.همه ي اينارو ميدونم.اما نمي دونم چرا گاهي كه بي تو ميشم,
احساس ميكنم زشت ترين خلق روي كره ي زمين منم.اگه ميگم بي
تو,از خويش به تو ميگم...
من تورو دوست دارم هم خودم رو.اگه گفتم خودم,چون ميدونم از
توام.خيلي خوشحالم كه تورو دارم چون تنها تويي كه صبورانه و
عاشقانه حتي حرفاي مبهمي كه خودمم نمي دونم چيه ميشنوي.
((دلم گرفته ,بغلم كن))
آغوش تو منو به آرامش در يا گونه اي راهي ميكنه,زيبا ميشم.لبخندت
رو دوست دارم.پس اين لبخند رو در من جاري نگه دار تا دوست
داشته هام رو هديه كنم به همگاني كه دوستشون داري.
((تنهام نذار))
خدايا در درد و دل هاي قبليم ازت خواستم كه با حضورت تو زندگيم
موافقت كني..مرسي ولي انگار از همون شبهاي اول ماه رمضان تو
زير برگه موافقيت رو امضا كرده بودي ..حالا ازت ميخوام تو اين شباي
قدر بازم منو به ياد داشته باشي ..ميگن سرنوشت يك ساله رو تو
اين شبا مي نويسي منو جزو بنده هاي بدت ننويس..خواهش ميكنم خدا..
((بازم اگه خواستم حرفامو گوش ميكني ؟؟))
چه سوال بي مزه اي بود.اما همين كه تو خنديدي خوشحالم.دوستت
دارم اي خدا.حرفم زياد دارم پس تا بعد..
((خدايا با توام !))
دلنوشته هاي باران